حسن سيد اشرفى
48
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
26 - تقسيمات ديگر مقدّمه چگونه است ؟ ( و منها تقسيمها . . . و مقدّمة العلم ) ج : مىفرمايد : از تقسيمات ديگر مقدّمه ، تقسيم آن به مقدّمهء وجود و مقدّمهء صحّت و مقدّمهء وجوب و مقدّمهء علم ( مقدّمه علميّه ) مىباشد . « 1 » 27 - نظر مصنّف نسبت به مقدّمهء صحّت در برگشت آن به مقدّمهء وجود چه بوده و دليل آن چيست ؟ ( لا يخفى رجوع . . . كما لا يخفى ) ج : مىفرمايد : مخفى نيست كه مقدّمهء صحّت برگشت به مقدّمهء وجود مىكند . يعنى وجود واجب متوقّف بر طهارت است . زيرا در الفاظ عبادات دو قول است . يا وضع براى صحيح و يا براى اعمّ مىباشند . حال ، بنا بر وضع اين الفاظ براى اعمّ هم بايد گفت مقدّمهء صحّت
--> هواپيما ، كشتى و غيره باشد . بنابراين ، در هر دو قسم ، مقدّمه عبارت از قدر جامع كلّى است كه ذو المقدّمه عقلا متوقّف برآن بوده و بايد گفت اين همان مقدّمهء عقليّه بوده و قسم ثالثى نمىباشد و بههمينجهت است كه اثرى از مقدّمهء عاديّه در آثار ديگر بزرگان تا قبل از ميرزاى قمى وجود ندارد و همهء آنان مقدّمهء خارجيّه را تقسيم به مقدّمهء عقليّه و شرعيّه نموده و ضمن مفروض دانستن دخول مقدّمهء عقليّه در محلّ نزاع ، اختلاف در داخل بودن مقدّمهء شرعيّه در محلّ نزاع كردهاند . شايد عبارت « فافهم » مصنّف نيز ناظر به همين مطلب باشد . ( 1 ) - مقدّمهء وجود : مقدّمهاى است كه وجود مأمور به متوقّف برآن است مثل قطع مسافت كه مقدّمهء وجود براى انجام مناسك حجّ است . و مناسك حجّ عقلا متوقّف بر قطع مسافت بوده و داخل در محلّ نزاع مىباشد . مقدّمه صحّت : يعنى مقدّمهء وجود مأمور به نيست بلكه مقدّمه وصف صحّت است . مثل طهارت كه مقدّمهء صحّت صلاة است . مصنّف مقدّمهء صحّت را در واقع مقدّمهء وجود مىداند . مقدّمه وجوب : اصل وجود حكم نه واجب متوقّف بر اين مقدّمه و شرط است . مثل استطاعت براى وجوب حجّ كه اگر استطاعت نباشد اصلا وجوب حجّى وجود ندارد و مثل شرائط عامّه براى وجود تكاليف كه اگر عقل ، بلوغ و قدرت نباشد اصلا تكليفى چه وجوب و چه حرمت وجود ندارد . مقدّمهء علميّه : مقدّماتى است كه علم به امتثال تكليف و علم به اطاعت از تكليف منوط به آن مىباشد و نه آنكه وجوب يا وجود و يا صحّت مأمور به متوقّف برآن باشد .